Untitled 3

حتما زیاد دیده‌اید افرادی را که تا به فرد موفقی می‌رسند مدام با یک حس حسد درونی می‌گویند «خدا شانس بده!»

در بی‌اساس و غلط بودن این حرف شکی نیست. اما خطری که تهدیدمان می‌کند گرفتار شدن ذهن ناخودآگاه ما با این تفکر مسموم است. فکری که همیشه آدم را از موفقیت دور می‌کند.

واقعیت اما چیز دیگری‌ست. موفقیت و دستاوردهای شورانگیز در زندگی مخصوصا بالا رفتن از پله‌های موفقیت علمی به هیچ وجه از روی شانس و اقبال و عرض پیشانی(!) صورت نمی‌گیرد. بلکه مسیری مشخص و البته دشوار دارد.

سعدی بیخود نگفته «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود».

اما تحمل این دشواری نهایتا پاداشی دارد که شیرینی آن یک عمر با شما خواهد بود و دیدگاه‌تان به زندگی، آدم‌ها و هرآنچه دور و برتان است را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که واقعا انگار دوباره متولد شده‌اید.  

یکی از مهمترین دستاوردهای غلبه بر سختی‌های و رسیدن به موفقیت، آدم‌هایی هستند که ملاقات خواهید کرد. وقتی اراده‌تان را جزم می‌کنید تا در مقاطع بالای علمی ادامه تحصیل دهید، در این مسیر افرادی خودساخته را ملاقات می‌کنید که همگی مثل شما تلاش کرده‌اند تا الان در یک جایگاه قرار بگیرید. شما الان در جمع ستارگان هستید و زندگی را به شکل متفاوت دیگری می‌بینید.

امروز قصد داریم مسیر دشوار موفقیت را نشانتان بدهیم. مسیری که اگر با اراده سختی‌هایش را بپذیریم و با سماجت از دشواری‌هایش جان سالم به در ببریم، موفقیت ما تضمین خواهد شد. هیچ استثنایی هم بر آن وجود ندارد. 

شاید بهترین مثال برای نشان دادن مسیر پرپیچ و خم موفقیت کوه یخ باشد. می‌دانیم حجم واقعی یک کوه یخی آن چیزی نیست که بیرون از آب می‌بینیم. یک کوه یخی گاهی تا ده برابر حجم قسمت بیرون از آب، داخل آب حجم دارد. 

مردم فقط نتایج را می‌بینند (بخش بیرون از آب کوه یخ) و فکر می‌کنند دستاوردهایی که یک فرد موفق به دست آورده بر اساس خوش شانسی اوست. غافل از اینکه ده برابر این ظاهر ساده در زیر آب است.

سختی‌ها، شکست‌ها، ناامیدی‌ها و دوباره از جا بلند شدن‌ها.

اینها هستند که موفقیت را تشکیل می‌دهند. کوتاه نیامدن در برابر این ناملایمت‌هاست که افراد موفق را از افرادی که دلشان می‌خواست موفق شوند جدا می‌کند. 

اما ببینیم قسمت پنهان کوه یخ موفقیت چیست:

Untitled 2

۱- پشتکار و استقامت
اگر با کوچکترین سختی جا بزنید و از ادامه مسیر دلسرد شوید باید قید موفقیت را بزنید. پشتکار یعنی خسته نشدن و حرکت مداوم. مسیری که به صورت دائم طی نشود به هدف نمی‌رسد.

۲- شکست
انسان‌های موفق بیشتر از انسان‌های ناموفق شکست می‌خورند؛ اثبات این موضوع هم ساده است. افرادی که بعد از یک یا دو شکست دست از ادامه دادن برمی‌دارند هیچ وقت در طول تاریخ افراد موفقی نبوده‌اند. برعکس افرادی که تعداد شکست‌هایشان زیاد بوده معلوم است خیلی تلاش کرده‌اند و روش‌های زیادی را امتحان کرده‌اند. آنها اجازه نمی‌دهند شکست سستشان کند و هر بار به هر دلیلی که شکست می‌خورند از آن درس می‌گیرند و مسیر خود را تصحیح می‌کنند. این افراد در نهایت همان افراد موفق‌اند.  

۳- گذشتن از لذت‌ها
برای موفقیت باید مدتی ریاضت کشید. باید لذت‌هایی که شما را از مسیر دور می‌کنند کنار گذاشت. باید کارهایی که تمرکز شما را می‌گیرند سریعا متوقف کنید. وقت ما بسیار محدود است نمی‌شود با یک دست چند هندوانه برداشت. وقتی هدفتان را معلوم کردید فقط به انجام وظایف‌تان فکر کنید و از انجام کارهایی که جز اتلاف وقت سودی ندارند قاطعانه جلوگیری کنید. این مرحله واقعا سخت است ولی پاداش عظیمی دارد.



۴- ناامیدی
دلسرد شدن و ناامیدی و حتی شک کردن به درستی هدف از مراحل حتمی موفقیت است. امکان ندارد ناامید نشوید. اگر ناامید نشدید یعنی هدفتان به اندازه کافی بزرگ نبوده که چنین احساسی نکردید! ناامیدی نشانه خوبی از درستی هدف و راه است. اما نباید اجازه دهید این حس در شما کهنه شود. باید زود از این مرحله عبور کنید. در درون خودتان انرژی تازه تولید کنید. ورزش منظم مثل دویدن و پیاده‌روی از بهترین راهکارهای غلبه بر این حس است.

۵- انضباط
انضباط با نظم فرق دارد. نظم را که همه می‌دانیم از ارکان موفقیت است. اما انضباط معنای دیگری غیر از نظم دارد. برایان تریسی در کتاب وقت طلاست می‌گوید:

انضباط یعنی انجام دادن هر کار در زمان معین شده برای خودش حتی اگر خوشمان نیاید

اینگونه است که انسان‌های خودساخته و موفق از بقیه متمایز می‌شوند چون آنها با انضباط دقیق خود بهای موفقیتشان را می‌پردازند.

۶- سخت‌کوشی
هدفی که انتخاب می‌کنید باید به حدی بزرگ باشد که شما را در مرز توانایی‌هایتان به چالش بکشد. به عبارت ساده‌تر باید هدفی انتخاب کنید که به سادگی انجام نشود. باید عرق تلاش بر پیشانی‌تان بنشیند. یک دانه برای اینکه به درخت تبدیل شود و بعد میوه دهد دائما در حال مبارزه‌ای سخت است. دانه باید دل خاک را بشکافد بعد تبدیل به ساقه و تنه شود. بعد تنه را بشکافد و شاخه دهد. بعد شاخه بشکفد و شکوفه دهد و از دل شکوفه میوه به وجود آید. شما هم زمانی میوه تلاشتان را می‌بینید که مرز‌های توانایی‌تان را بشکافید و به جلو حرکت کنید. عادت کنید همیشه چالش‌طلب باشید.

۷- فداکاری
تا فکر و ذکرتان هدفتان نباشد اتفاقی نمی‌افتد. برای این کار باید زندگی‌تان را فدای هدف کنید. باور کنید ضرر نمی‌کنید. افرادی ضرر می‌کنند که فکر می‌کنند گذران زندگی بدون داشتن هدف یعنی زندگی کردن! کجای این به زندگی می‌ماند!؟ بی‌هدفی و بی‌برنامگی و بیکاری یعنی زندگی!!؟؟ مسلما این افراد سخت در اشتباه‌اند. زندگی یعنی رسیدن به مجموعه‌ای از اهداف والا و بی‌شک برای دستیابی به این اهداف ارزشمند باید اهداف کم اهمیت دیگر را قربانی کرد.  

حالا شما شایستگی دریافت آنچه را می‌خواهید پیدا کرده‌اید؛ وجودتان جلا خورده و زمان آن رسیده است که طعم شیرین موفقیت را با تمام وجود حس کنید و به خودتان افتخار کنید.

این پاداش بزرگ برای کسی است که سختی‌های پر پیچ و خم راه را پذیرفت و با اراده‌ای فولادین از یک یک موانع عبور کرد و حالا پیروز شده. واقعیت این است که خدا به کسی الکی شانس نمی‌دهد و بهترین اتفاق‌ها برای کسانی می‌افتد که از لحظه لحظه عمرشان بهترین استفاده را کرده‌اند. این قانونی همیشگی است