Untitled 2

«من نمی‌تونم توی دانشگاه‌های تاپ کشور قبول شم تازه اگرم با هر ضرب و زور و کارهای محیر العقول قبول شم نمی‌تونم جو سنگین علمی اونجا رو دووم بیارم و ترم دوم ارشد نشده می‌بُرم». «چرا واقع بین نیستی!؟ ۶-۵ هزار نفر دارن توی کنکور ارشد مهندسی نفت شرکت می‌کنن و از بین این تعداد فقط ۵۰ نفر اول جای درست و حسابی قبول می‌شن! شوخیت گرفته با این ظرفیت‌ها!!؟؟»...

قطعا شما هم با این دیالوگ‌ها آشنا هستید. صبحت‌هایی که بوی ضعف و شکست می‌دهند. بوی ترس می‌دهند. ترس از مبارزه‌ای به نام کنکور! این‌ها حرف‌های آشنایی هستند که زیاد شنیده‌ایم. حرف‌هایی که حکایت از پذیرش شکست قبل از حتی وارد شدن به کارزار مبارزه دارند.

شاید با گفتن و شنیدن این حرف‌ها ذهن خودمان را گول بزنیم و یک آرامش کاذب در کوتاه مدت تجربه کنیم اما واقعیت این است که با این طرز تفکر نه فقط در زمینه‌های علمی و تحصیلی بلکه در کل زندگی رشدی نخواهیم داشت. و همیشه یک فرد شکست خورده خواهیم بود.

کنکور یک مبارزه تمام عیار علمی است. در این مبارزه صرفا کسی که دانش بیشتری دارد پیروز نمی‌شود. شما به ده‌ها ابزار و تکنیک‌ دیگر برای پیروزی نیازمندید. اما قبل از هر چیز دیگر مهمترین نکته‌ای که باید بدانید این است که به دید یک مبارزه به کنکور نگاه کنید. یک مبارزه علمی. برای پیروزی در هر مبارزه باید دیدی جنگ‌جویانه و قهرمانانه داشت. قناعت به دستاوردهای اندک در این میدان مبارزه یعنی نابودی. یعنی شکست و مرگ! شما فقط و فقط برای پیروزی به میدان آمده‌اید.  

برنده‌ها هیچ‌وقت به باخت فکر نمی‌کنند. این به معنی عدم پذیرش شکست نیست. درست است که هر شکست درس بزرگی برای ماست اما وقتی هنوز در حال مبارزه هستیم معنی ندارد به شکست فکر کنیم. تمام توجه و انرژی برنده‌ها روی بردن متمرکز شده است و ذهن‌شان آنقدر درگیر برنده شدن است که جایی برای افکار دیگر ندارد.


شوق و شور به پیروزی
برنده‌ها همیشه با شوق و شور کار می‌کنند. مهم نیست دیگران ببینند یا نبینند. بفهمند یا نفهمند. تحسین‌شان کنند یا بی‌تفاوت باشند. آنها انگیزه درونی قوی‌ای دارند که مثل موتور جت به پیش می‌بردشان. آنها به موفقیت شوق دارند. تصویر مشخص و واضحی از روز پیروزی در ذهن‌شان وجود دارد که هر وقت استراحت می‌کنند مدام این صحنه را در ذهن‌شان بازسازی می‌کنند.



تبدیل نقاط ضعف به قوت
برنده‌ها برنده به دنیا نیامده‌اند! آنها سعی می‌کنند هر روز بهتر از روز قبل‌شان باشند. از بیل گیتس پرسیدند چگونه توانستی ثروتمند‌ترین و موفق‌ترین فرد دنیا شوی؟ جواب او ساده ولی حیرت‌انگیز بود. او جواب داد سعی کردم با هیچ کس رقابت نکنم!من فقط با خودم رقابت می‌کردم. سعی کردم هر روز بیشتر و بهتر از روز قبل کار کنم. شکسپیر می‌گوید: برای موفقیت تنها کاری که لازم داری انجام دهی این است که بیشتر و بهتر از دیگران کار کنی و سطح انتظاراتت کمتر از دیگران باشد.

واقعیت این است که افرادی که در رقابت‌ها برنده می‌شوند آدم‌هایی نیستند که نقاط قوت زیادی دارند بلکه آنها نقاط ضعف خود را به درستی شناسایی می‌کنند و بعد بدون معطلی این نقاط ضعف را به نقطه قوت خود تبدیل می‌کنند. اگر زبان‌تان ضعیف است خب چرا فکری به حالش نمی‌کنید!؟ چرا یک تصمیم محکم نمی‌گیرید و عزم نمی‌کنید که از این به بعد شما را به عنوان فردی که زبان بسیار قوی‌ای دارد بشناسند و به شما غبطه بخورند؟

اگر پاسختان این است که در کودکی زبان یادنگرفته‌اید بدانید این بهانه‌ای بیشتر نیست! نجف دریابندری از بهترین مترجمان ادبیات داستانی در ایران از کودکی پایه زبان قوی‌ای نداشت. او حتی در درس املای زبان انگلیسی در دبیرستان تجدید شد! آن روز اما تصمیمی گرفت که نقطه عطفی در زندگی‌اش شد. اراده کرد بهترین مترجم در ایران شود و شد. 

مثال دیگر سروش حبیبی مترجم توانای کتاب‌های داستانی است که علاقه فراوانش به داستان‌نویس‌های روسی زبانزد است. او اکثر کتاب‌های مهم ادبیات روسیه را ترجمه کرده بود منتها از فرانسه به فارسی نه از روسی! هرچند این کار، کار بزرگی بود اما او را راضی نمی‌کرد. در نهایت سروش حبیبی تصمیم گرفت در ۵۰ سالگی روسی یادبگیرد. تمام مشقت‌های این راه را تحمل نمود و تقریبا اکثر کتاب‌های مهم ادبیات روسیه را مستقیما از روسی به فارسی ترجمه کرد. 

داستان آموزنده دیگر در این زمینه دکتر حسابی است که یادگیری زبان آلمانی را از ۷۰ سالگی(!) شروع کرد و هر روز بدون حتی یک روز استثنا (حتی تا آخرین روز زندگی‌اش) ادامه داد! 

لذا صحبت‌هایی از این دست که باید در کودکی چیزی را یادگرفت وگرنه دیگر نمی‌توان کاری کرد بهانه‌ای بزرگ برای پوشش گذاشتن به ضعف اراده ماست. و گرنه انسان با توانایی‌های خارق‌العاده‌اش قابلیت یادگیری را از گهواره تا گور دارد و می‌تواند نقاط ضعف خود را به نقطه قوتش بدل کند.   


برنده‌ها به استقبال ضرر و خطر می‌روند
برایان تریسی در کتاب قورباغه را قورت بده می‌گوید برای رشد کردن باید خود را تحت فشار قرار دهیم. فشار یعنی احتمال ضرر و خطر! طبیعی‌ست که این فشار در اوایل مسیر برای ما ناخوش‌آیند است اما رفته رفته به آن عادت می‌کنیم و در کوتاه زمانی به جایی می‌رسیم که از این فشارها لذت هم خواهیم برد طوری که اگر یک روز طبق برنامه سخت خود عمل نکنیم حس رضایت به ما دست نمی‌دهد.

برنده‌ها تا عرق تلاش بر پیشانی‌شان ننشیند راضی نمی‌شوند و به لحاظ روانشناسی هم ثابت شده است اگر در طول روز ۱۰ کار ساده و پیش پا افتاده انجام دهیم این‌ها رضایت ما را جلب نمی‌کند اما اگر ۲ یا ۳ کار سخت و دشوار را به درستی انجام دهیم حس رضایت عمیقی را تجربه خواهیم کرد.


مدل تداوم در رقابت
تا اینجا با تکنیک‌هایی که در خصوص راه‌های پیروزی در مبارزه گفتیم از قبل تاحدودی آشنا بوده‌اید. اما احتمالا مدل تداوم در رقابت کمتر به گوشتان خورده است. این متد یکی از رازهای جالب رقابت است که اگر ذهن انسان به آن عادت کند معجزاتی در زندگی اتفاق می‌افتد.  

به ساده‌ترین بیان، این مدل می‌گوید در هر رقابتی اگر ۵۰۰ نفر وارد شوند، نهایتا رقابت واقعی بین ده نفر از آنها خواهد بود. بقیه رقبا در مسیر رقابت فیلتر می‌شوند و از دور رقابت کنار گذاشته خواهند شد. یعنی اگر شما تماما خود را وقف رسیدن به هدف مشخص و از پیش تعیین شده‌تان بکنید تنها کافی‌ست ده نفر از ۵۰۰ نفر یا به عبارتی ۲ درصد رقبا را شکست دهید تا اول شوید!  

در حقیقت شما به هیچ وجه لازم نیست با تمام افرادی که وارد یک رقابت می‌شوند مبارزه کنید. اکثر مردم تا با هر مانع کوچکی روبرو می‌شوند از ادامه رقابت انصراف می‌دهند. لذا به هر میزان پایداری شما در سختی‌های مسیر بیشتر باشد شانس قرار گرفتن شما در بین دو درصد از رقبای واقعی یعنی فینالیست‌ها بیشتر خواهد بود.

دانستن این حقیقت باعث می‌شود هر وقت با مانعی در مسیر موفقیت روبرو شدیم به جای ناامیدی و تضعیف روحیه به خودمان یادآوری کنیم که خبری نیست! این فقط یه فیلتر جدیده که می‌خواد منو از بین انبوه رقبا به داخل افراد شایسته‌تر منتقل کنه. به این ترتیب روحیه جدیدی به دست می‌آوریم تا به جنگ موانع و مشکلات و ناملایمات برویم، و حس ناامیدی و اضطراب درونی‌مان به حسی مثبت توأم باانگیزه عالی بدل می‌شود.



مدل تداوم در رقابت نشان می‌دهد تعداد انگشت‌شماری از مردم هستند که هر مانعی که می‌بینند به جای زانوی غم بغل کردن و ناله و زاری سعی می‌کنند توانایی‌های خود را بالا ببرند تا به مانع پیش رویشان غلبه کنند. این همان تبدیل تهدید‌ها به فرصت‌هاست!

رقبا ممکن است روی کاغذ از شما بهتر باشند (معدل بالاتر، سرعت عمل بیشتر و در کل رزومه قوی‌تر) اما این حقیقت را فراموش نکنید که افرادی که صبر و حوصله و پایداری مواجهه با موانع را دارند و با کوچکترین مانعی جا نمی‌زنند واقعا کم‌اند! پس سعی کنید با تغییر ذهنیت و بعد عادت‌هایتان، در گروه این اقلیت موفق قرار بگیرید.

این حقیقت ساده راز تفاوت بین رتبه‌برتر‌های کنکور با بقیه است. بارها پیش آمده که بعد از اعلام نتایج کنکور ارشد نفت می‌دیدیم افرادی که در لیسانس رزومه آنچنان پر و پیمانی هم نداشتند نتایجی باورنکردنی کسب کردند. در نگاه اول این موفقیت را به پای خوش‌شانسی آنها می‌نوشتند اما وقتی در جزئیات سبک درس‌خواندن آنها ریز ‌شدیم و تجربیات شخصی آنها از سال کنکور را از زبان خودشان شنیدیم معلوم شد که در کنار سایر ابزارها و تکنیک‌های صحیح، پشتکار عجیب و غریب آنها با اختلافی باورنکردنی، اصلی‌ترین عامل موفقیت‌شان بوده است.