Untitled 2

نقشه‌ ذهنی روشی گرافيکی برای بيان کردن و نشان دادن ايده‌ها و مفاهيم است. اين روش ابزاری برای تفکر تصويری است که کمک می‌کند اطلاعات را به صورت ساختار يافته نمايش دهيم تا بتوانيم بهتر تجزيه و تحليل کنيم، درکمان را افزايش دهيم، اطلاعات مختلف را با هم ترکيب کنيم، مطالب را به خاطر بياوريم و ايده‌های تازه و خلاقانه ايجاد کنيم.

ویژگی اساسی نقشه‌های ذهنی ارائه انبوهی از اطلاعات در حجمی بسیار کوچک (یک صفحه) است به طوری که با یک نگاه اجمالی یک دقیقه‌ای می‌توانیم مطالب بسیار زیادی از آن دریافت کنیم. به همین دلیل برای افرادی که باید حجم زیادی مطلب به خاطر بسپارند (مثل داوطلبان کنکور) استفاده از نقشه ذهنی بهترین روش شناخته شده تا کنون است.

نخستین بار تونی بازان نویسنده انگلیسی حوزه روانشناسی در سری برنامه‌های «از کله‌ات استفاده کن» که در سال ۱۹۷۴ از تلویزیون انگلستان پخش می‌شد از واژه نقشه ذهنی (mind map) استفاده کرد و بعد‌ها با پر و بال دادن به نظریات خود آنها را در کتابی با عنوان «کتاب نقشه ذهنی: روش درخشان اندیشیدن برای به اوج رساندن نیروهای دست نخورده مغزتان» در سال ۱۹۹۶ به چاپ رساند و تئوری نقشه ذهنی را نهادینه کرد.

هرچند در گذشته‌های تاریخی دور هم روش‌های مشابهی برای بیان مطالب طولانی و پراکنده در قالب طرح‌های درخت مدور مطرح بوده است اما نخستین کسی که رسم نقشه‌های ذهنی را به کمال رساند و کاربردی کرد بی‌شک خود تونی بازان است.

خوبی نقشه ذهنی ساده بودن و در عين حال قدرتمند بودن آن در بيان کردن مطالب زياد در حجم کم و جذاب و گيرا است.

بر خلاف نوت برداری سنتی که در قالب يک مشت متن تخت و خطی انجام می‌شود، در يک نقشه ذهنی با الهام گرفتن از ساختار سلول‌های عصبی مغز، اطلاعات شبیه رشته‌های عصبی به هم متصل می‌شوند که شکل نهایی آن درست مثل رشته‌های عصبی مغز در می‌آید. از این جهت نقشه ذهنی کارکردی درست شبیه مغز انسان خواهد داشت و در واقع بیشترین هماهنگی را با ذهن و مغز پیدا می‌کند.

از آنجايی که ترسیم نقشه ذهنی، همزمان کاری تحليلی و هم هنرمندانه است، مغز ما را در بالاترین حد توان خود به کار می‌گیرد و از ظرفيت‌های پنهان و غيرفعال مغز نهایت استفاده را می‌برد. در نتیجه همه عملکردهای شناختی مغز فعال می‌شوند در بالاترين حد خود کار می‌کنند. جالب‌تر از همه اینکه در عین حال این کار نوعی تفریح هم محسوب می‌شود.

اما نقشه ذهنی چگونه است؟ به جای توضيح بيشتر بهتر است به شکل زير که راه‌حل‌های مقابله با گرم شدن زمین را در قالب یک نقشه ذهنی نشان می‌دهد نگاه کنيد تا ماهيت نقشه ذهنی را بهتر درک کنيد



شايد در نگاه اول نقشه ذهنی تصويری آشفته و نامرتب به نظر برسد اما فراموش نکنيد که اگر قرار بود اطلاعات اين نقشه ذهنی را در قالب متن معمولی و خطی بيان کنیم چندين صفحه متن خسته کننده و ناکارآمد توليد می‌شد.

اساسا ترسیم نقشه ذهنی طرز فکر خطی و کند را از بین می‌برد، خلاقیت شما را رشد می‌دهد و خلاصه‌برداری را جذاب‌تر و کارآمدتر می‌کند.

برای چه مواردی می‌توانیم از نقشه‌های ذهنی استفاده کنیم؟

نوت برداری، طرح ریزی توفان فکری (فردی یا گروهی)، بررسی روش‌های حل یک مسئله، مطالعه هدفمند و به خاطر سپاری طولانی مدت مطالب، برنامه‌ریزی کوتاه مدت و بلند مدت، ترکیب اطلاعات چند منبع مختلف و ارائه مطالب از جمله مواری هستند که نقشه ذهنی در آنها غوغا می‌کند.

هدف شما ممکن است برنامه ریزی برای یک روز کاری یا زندگی‌تان باشد، یا قصد خلاصه یک کتاب را داشته باشید، پروژه‌ای را طرح ریزی کنید یا قصد ارائه مطلبی پرجزئیات را داشته باشید یا بخواهید ایده‌های ذهنی خود را پرورش دهید. همه این کارها با استفاده از نقشه‌های ذهنی به مؤثرترین شکل ممکن انجام می‌شود.



چگونه نقشه ذهنی ترسیم کنیم؟

کشیدن یک نقشه ذهنی بسیار ساده و در سه مرحله انجام می‌شود


۱- شروع: در وسط یک صفحه تمیز و خالی ایده اصلی‌ یا موضوع مرکزی‌ای که قصد شاخ و برگ دادن و توسعه آن را دارید بنویسید یا ترجیحا با نمادهای تصویری آن را رسم کنید. در این مرحله بهتر است از حالت Landscape (راستای افقی برای کاغذ) استفاده کنید.


۲- توسعه: عنوان‌های فرعی مرتبط با هسته مرکزی را در اطراف آن اضافه کنید. هر کدام از عنوان‌های فرعی را به صورت خطوطی شبیه به رشته‌های عصبی مغز به مرکز متصل کنید


۳- تکرار: مرحله دو را به طور مشابه برای عنوان‌های فرعی تکرار کنید. در واقع باید برای هر عنوان فرعی، زیرعنوان‌های فرعی‌تر را مشابه مرحله دوم اضافه کنید.



نکات زیر به شما در رسم یک نقشه ذهنی بهتر کمک می‌کنند

از رنگ‌ها، طرح‌های گرافیکی مناسب و نمادهای ساده به میزان فراوانی استفاده کنید.

تا جایی که می‌توانید و امکان دارد مطالب را visual بیان کنید و فقط تا حد ضرورت از متن‌ استفاده کنید. مغز ما بسیار بسیار سریع‌تر و عمیق‌تر با تصاویر درگیر می‌شود تا متن. این کمک می‌کند با یکبار دیدن نقشه ذهنی، بخش اعظم مطالب برای همیشه در ذهن حک شود.

بهانه نیاورید که ما هنرمند نیستیم و نقاشی‌مان افتضاح است. قرار نیست لئوناردو داوینچی شوید! فقط سعی کنید به جای نوشتن، مفاهیم را ترسیم کنید. هر چقدر در بدو امر نقاشی‌هایتان فاجعه باشد بازهم نسبت به زمانی که انبوهی از اطلاعات را به صورت خطی و متن معمولی یادداشت برداری کنید جلوتر هستید.

برای عناوین فرعی که مجبورید از متن استفاده کنید. تا می‌توانید کوتاه کوتاه بنویسید.

داستان سرایی نکنید. جملات اصلا لازم نیست کامل بوده و شامل فعل و فاعل و مفعول و متمم باشند! فقط منظور را برسانید، آن هم فقط برای خودتان! در بهترین شرایط عناوین شما یک کلمه هستند یا بهتر از آن یک تصویر نمادین هستند که به تنهایی یک پاراگراف را نمایندگی می‌کنند یا گاهی حتی به تنهایی یک صفحه مطلب را به یادتان می‌اندازند!

در اوایل کار وسوسه می‌شوید متن بیشتری در نقشه ذهنی‌تان بنویسید اما فراموش نکنید هر چه متن کمتر باشد ذهن و مغز با آن راحت‌تر خواهد بود.

سایز متن‌ها را عوض کنید، رنگ‌ها را دائما عوض کنید و جهت نوشتن‌هاه را هر دفعه تغییر دهید.

با تغییر دادن ضخامت و طول خطوط عصبی در نقشه ذهنی روی نکات مهم‌تر تأکید کنید. هر تغییر کوچکی مغز را تحریک می‌کند. پس مغزتان را در هر کجا که لازم می‌دانید تحریک کنید.

وقتی شما برای هر مطلبی که قصد یادگیری آن را دارید از نقشه‌های ذهنی استفاده کنید، در پایان مطالعه یک کتاب به جای ۴۰۰ صفحه متن خسته کننده کتاب یا ۲۰ صفحه خلاصه خطی و متنی، تنها ۵ صفحه نقشه ذهنی خوش رنگ و لعاب دارید که نه تنها بسیار کم حجم و آرامش بخش است بلکه شوق و ذوق فراوانی برای مرور دوباره و چندباره برمی‌انگیزد و از همه مهمتر کارآمدترین شیوه خلاصه‌برداری برای به خاطر سپردن مطالب است.

حتما تأیید می‌کنید ۵ صفحه نقشه ذهنی وقت زیادی از شما نخواهد گرفت اما تأثیر آن در یادگیری و یادآوری قابل مقایسه با روش‌های سنتی نیست. کافی‌ست یکبار نقشه‌برداری ذهنی را امتحان کنید تا معتادش شوید.