تفکر نقادانه یک مفهوم غنی است که طی 2500 سال گذشته توسعه یافته است. البته اصطلاح "تفکر نقادانه" از اواسط قرن بیستم میلادی مطرح شده و مورد توجه محققان و پژوهشگران قرار گرفته است. در این روش سعی می شود تا با تکیه بر توانایی های تحلیلی و اداراکی (پردازش و تفسیر موضوعات) کیفیت و نحوه فکر کردن را بهبود داد.

درحالیکه "نقد" و "انتقاد" عموماً بار معنایی منفی داشته و صرفا به عنوان ایراد گرفتن و مچ گیری در نظر گرفته می شود، "تفکر نقادانه" به خصوص در محیط آکادمیک و دانشگاهی مفهموم کاملاً گسترده تری را شامل می شود. این نوع تفکر شامل ارزیابی دقیق و تحلیل بی طرفانه بوده و با تمیز دادن نظرات شخصی و پاسخ های سریع بی کیفیت از اطلاعات واقعی و اعتبارسنجی تئوری ها و مطالب به توسعه دانش کمک می کند.

برای مطالعه و یادگیری هر موضوعی باید با اصول و نظم مشخص عمل کرد. بایستی در منطق همان موضوع فکر کرد تا:

  • سوالات و مسائل اساسی موضوع را تبیین نمود و آن ها را با دقت و به طور واضح و قاعده مند بیان کرد
  • اطلاعات را جمع آوری و ارزیابی کرده و با استفاده از ایده ها و مفاهیم آن اطلاعات را هوشمندانه تفسیر نمود
  • با استدلال قوی به نتایج و پاسخ های منطقی رسید و آن ها را با معیارها و استانداردهای مرتبط سنجید
  • با اتخاذ دیدگاه منطقی و بر اساس اصول و نظم مربوط به آن حوزه، فرضیات، تفسیرهای بدست آمده و نتایج حاصل را تشخیص و ارزیابی نمود
  • با زبان آن حوزه و اصول علمی با دیگران گفتگو و به مباحثه پرداخت
  • موضوع مورد یادگیری را با سایر موضوعات مرتبط ساخته و اهمیت و جایگاه آن را مشخص کرد

تبدیل شدن به یک یادگیرنده توانا یعنی تبدیل شدن به یک متفکر با قابلیت خود نظمی دهی و خود نظارتی بالا و مبتنی بر استانداردها و منطق حوزه دانش مورد مطالعه. در ادامه به بیان 18 ایده اساسی برای تبدیل شدن به یک دانشجو با قدرت تفکر باکیفیت می پردازیم:

1-     برای یک کلاس یا دوره مطمئن شوید که کاملاً پیشنیازهای آن را فهمیده اید. اینکه چه انتظاری از شما می رود و چه چیز و به چه نحوی به شما آموزش داده می شود. به دنبال راهکارها و توصیه هایی برای افزایش آمادگی خود باشید.

2-     یک یادگیرنده اکتیو باشید. با خواندن، نوشتن، صحبت کردن و شنیدن اکتیو آمادگی لازم برای به کارگیری ایده های مختلف در پروسه تفکر خود را به دست آورید

3-     به هر موضوعی که مطالعه می کنید با توجه به نیازها و معیارهای آن حوزه فکر کنید. مثلا اگر زمین شناسی می‌خوانید دیدگاه زمین شناسی داشته یا برای ریاضیات با تفکر ریاضیاتی به موضوع نگاه کنید

4-     به یک سوال کننده تبدیل شوید. با طرح سوالات در بحث ها و کلاس ها شرکت کنید. اگر سوال نپرسید نمی فهمید که چه چیزی را می دانید یا نمی دانید

5-     به دنبال ارتباط موضوعات اصلی باشید. موضوعات مطرح در یک رساله، کتاب یا کلاس هیچ وقت به صورت تصادفی کنار هم قرار نمی گیرند و همیشه یک ارتباط سیستماتیک وجود دارد. طوطی وار چیزی را حفظ نکنید. مانند یک کارآگاه موضوعات را فرابگیرید و همیشه ارتباط آموخته های جدید را با موضوعات قبلی بررسی کنید.

6-      در کلاس ها به استاد خود به چشم یک مربی نگاه کنید و خود را عضوی از تیم در نظر بگیرید که باید فکر کردن را با توجه به آنچه مربی به وی ارائه می دهد، تمرین کند. استاد به شما نشان می دهد چطور برای مسابقه اماده شوید.

7-     به موضوعات کتاب های درسی با طرز تفکر نویسنده فکر کنید. برای مثال سعی کنید خود را در نقش نویسنده مطلب در نظر بگیرید و موضوعات اصلی را برای دانشجوی دیگر توضیح دهید.

8-     زمان کلاس را به عنوان زمان تمرین فکر کردن در نظر بگیرید. هیچ وقت در یادگیری به طور منفعل عقب ننشینید و منتظر نباشید دانش به طور ساده به شما تزریق شود. این اتفاق نمی افتد.

9-     سعی کنید موضوعات را به مسائل و مشکلات عملی مرتبط کنید.

10- تشخیص دهید چه روش های یادگیری برای شما مناسب تر است. روی آن روش ها تمرین کنید. نقاط ضعف خود را شناسایی و اصلاح کنید.

11- پیوسته از خود بپرسید: "آیا من می توانم این موضوع را برای کس دیگری که سرکلاس نبوده توضیح دهم؟". اگر این قابلیت را نداشته باشید یعنی موضوع را به خوبی یاد نگرفته اید.

12- در همان اوایل مطالعه و یا جلسات اول کلاس ها، به دنبال مفاهیم کلیدی باشید. برای مثال سعی کنید موضوع را با بیان خود توصیف کنید و این توصیف را با هر بخشی که در ادامه کار یاد میگیرید مرتبط سازید.

13- به طور منظم سوالاتی برای پر کردن قطعات گم شده پروسه یادگیری طرح کنید. سعی کنید برای هر موضوع به دنبال مثالهای ملموس باشید.

14- خودتان را قبل از آموختن بخش جدید یا حضور در جلسه بعدی دوره با تفکر در مورد موضوعات قبلی بسنجید و سعی کنید نکات اصلی را به طور شفاهی یا کتبی خلاصه کنید و اگر قادر به انجام این کار نباشید موضوع را یاد نگرفته اید

15- یاد بگیرید نحوه فکر کردن خود را با استادنداردهای ذهنی و فکری بسنجید. "آیا به اندازه کافی موضوع را واضح / دقیق / به طور صحیح / منسجم / منطقی توضیح می دهیم؟ آیا آنچه که اهمیت داشته را بررسی کرده ام؟"

16-  از نوشتن به عنوان یک متد یادگیری استفاده کنید و خلاصه هایی از نکات اصلی موضوع را به زبان ساده یادداشت کنید.

17- توانایی شنیدن خود را دائماً ارزیابی کنید. آیا به نکات اصلی به طور اکتیو گوش می دهید؟ آیا می توانید هنگام شنیدن توضیحات آن ها را به طور خلاصه و به زبان ساده بیان کنید؟ آیا می توانید بحث را با کلمات کلیدی توضیح دهید؟

18- توانایی خوندن خود را دائماً ارزیابی کنید. آیا متون را به طور اکتیو می خوانید؟ آیا سوالاتی را حین خواندن مطرح می کنید؟ آیا می توانید آنچه را یادگرفته اید از آنچه یاد نگرفته اید تمیز دهید؟

تفکر نقادانه شامل ابزارهای مختلفی است و باید به آن به چشم یک جعبه ابزار نگاه کرد. یکی از توانایی های این مجموعه که در فهم یک مقاله، رساله یا کتاب کاربرد دارد، آنالیز اجزای تشکیل دهنده استدلال مؤلف اثر است. به این منظور می توان از الگوی زیر استفاده کرد:

  1. موضوع اصلی این مقاله .......... می باشد. (در جای خالی باید سعی کنید به طور دقیق هدف مؤلف را برای نوشتن مقاله عنوان کنید)
  2. سوال کلیدی که نویسنده آن را بررسی می کند .......... است.
  3. مهمترین اطلاعاتی که در این مقاله ذکر شده .......... است. (برای مثال اطلاعات و استدلال اصلی نویسنده برای تئوری مطرح شده را مشخص کنید)
  4. مهمترین استنتاج نویسنده و نتایج کار عبارتند از ...........
  5. ایده اصلی که باید از این مقاله فهمید .......... و با این ایده نویسنده قصد دارد تا .......... (استدلال ها و هدف نویسنده از این استدلال ها را باید مشخص کنید)
  6. فرضیات اصلی در تفکرات نویسنده عبارتند از ..........
  7. نکات اصلی این متن عبارتند از ..........

به طور کلی باید در مطالعه مقاله یا کتاب روی هدف نویسنده، سوال اصلی که پاسخ داده می شود، اطلاعات مهم ارائه شده و ارتباط آن ها با موضوع، مفاهیم بینادی تشکیل دهنده استدلال نویسنده، فرضیات مطرح شده و نتایج و استنتاج نویسنده تمرکز کرد. یک خواننده خوب صرفا از روی لغات گذر نمی کند و بلکن به طور اکتیو با نویسنده درگیر یک دیالوگ می‌شود، به طور اکتیو به دنبال اهداف نویسنده، تفکرات وی و ساختار فکری متشکل از مفاهیم موجود در متن می گردد. فراموش نکنید هر کتاب خود یک معلم و استاد بالقوه است و مطالعه پروسه ای سیستماتیک برای یادگیری مفاهیم اساسی ارائه شده توسط آن معلم است.